ملا شيخعلى گيلانى
70
تاريخ مازندران ( فارسى )
ترك ملك كرده ، شهريار بن جمشيد بن ديوبند بن شيرزاد ، ملك بود . به خلاف تصور ، داعى را گرفته ، نزد وهسودان كه از جانب مقتدر - خليفهء عباسى - نايب بود فرستاد . وهسودان داعى را در قلعهاى بند كرده ، خود در دست بعضى از دشمنان كشته گشت . داعى از حبس گريخته ، به طرف گيلان رفت . هردو پسر ناصر ، گيلان را به دو گذاشته با هروسندان ، به جرجان مىرفتند . داعى از عقبشان به سارى رسيده ، شبيخون بر پسران ناصر زد و هروسندان را با بسيارى از اتباع ناصران بكشت . ابو القاسم از راه دامغان ، به گيلان رفته . ابو الحسين در جرجان و داعى در آمل نشست . و داعى [ به ] ابو الحسين پيغام داد كه تو مخدوم منى مرا با تو عداوت نيست ، ليكن برادرت آزار من مىكند و خود نيز در جرجان رفته با ابو الحسين احمد ملاقات كرد و به آمل رجعت نمود . اما باز ميان او و ابو الحسين مخالفت به هم رسيد . ابو القاسم از گيلان و ابو الحسين از جرجان در آمل رفته ، به مصلاى آمل جنگ شد . داعى منهزم به رويان رفته ، ساكن گرديد . ابو الحسين احمد در آمل و طبرستان و ابو القاسم - جعفر در گيلان قرار گرفتند و در اواخر رجب احدى و عشر و ثلثمائه ابو الحسين احمد بن ناصر الحق فوت شده ، ابو القاسم جعفر ، نيز از عقب شتافت . سلطنت متزلزل بود . در آن هفت سال ابو على محمد بن ابو الحسين احمد در آمل بر تخت نشسته ، ماكان بن كاكى ديلمى ، دخترزادهء خود ، اسماعيل بن ابو القاسم جعفر را به سلطنت برداشت و در آمل رفته ، ابو على را گرفت و در جرجان نزد برادرزادهء خود - على بن حسين بن كاكى - فرستاد . على بن حسين با وى در كمال احترام زندگانى مىكرد و شبها صحبت مىداشت . ليكن در اين اثنا يك شب ابو على كاردى در پهلوى على بن حسين بن كاكى زده ، به مطمورهء خاك فرستاد و خود در معمورهء جرجان نشست و در مازندران نيز آمده ، فتح